درمان احساساتی بودن چیست؟

درمان احساساتی بودن چیست؟

در مقالات قبلی دو تیپ شخصیتی احساسی و منطقی را به طور علمی بررسی کردیم و متوجه شدیم که هر یک از این تیپ‌های شخصیتی نقاط ضعف و قوت خاصی دارند. در این مقاله به موضوع درمان احساساتی بودن می‌پردازیم که البته این عنوان به دلیل شیوع استفاده در بین مردم انتخاب شده است و اصطلاح چندان درستی نیست و اصطلاح درست‌تر، توسعه فردی و بهبود شخصیت احساسی است.

مقاله کاربردی برای شما: آشنایی با ویژگی‌های افراد احساسی و منطقی

سه راهکار جهت توسعه فردی و بهبود شخصیت احساسی

برنامه توسعه فردی، برنامه‌ای است که هر فردی در راستای توانمندسازی خود طرح‌ریزی می‌کند تا به کمک این برنامه بتواند توانمندتر شود و به اهداف فردی و شغلی خود برسد. اگر شما تیپ شخصیتی احساسی دارید، مانند سایر تیپ‌های شخصیتی نیاز است شخصیت خود را کامل‌تر کنید وگرنه ممکن است از شما سوءاستفاده شود و یا خودتان به خودتان آسیب بزنید

راهکارهایی برای درمان احساساتی بودن

درمان احساسی بودن

موارد زیر نکات مهمی است که می‌تواند در درمان احساساتی بودن به شما کمک کند:

1- تمرین مهارت نه گفتن

نه گفتن مهارت مهمی است. گاهی یک فرد احساسی، حتی اگر زندگی شخصی‌اش به هم بریزد نمی‌تواند نه بگوید
به مثال زیر توجه کنید:

«همکار عزیز آیا می‌توانی امشب به‌جای من شیفت بمانی؟ برای من کار مهمی پیش‌آمده که لازم است بروم.» فردی که قدرت نه گفتن ندارد درخواست همکارش را می‌پذیرد درحالی‌که خودش امشب قرار مهمی داشته است.
پس در چنین شرایطی می‌توانید بگویید: “خیلی دوست داشتم به شما کمک کنم و امشب به‌جای شما بمانم، اما متأسفانه امشب قرار مهمی دارم که از قبل تعیین شده است و امکان جابه‌جایی آن وجود ندارد وگرنه حتماً این کار را برای شما انجام می‌دادم “

البته نکته مهم این است که تشخیص دهید در مواقع مناسبنه بگوییدنه همه‌جا

یک مقاله مرتبط و توصیه شده برای شما: بهترین شغل برای افراد احساسی و منطقی چیست؟

2- کاستن رنجش‌ها

همان‌طور که در مقالات قبلی گفته شد، افراد احساسی بسیار آسیب‌پذیر و شکننده هستند پس لطفاً برای خودتان هم که شده، سعی کنید این ویژگی خود را تعدیل نمایید زیرا بسیار می‌تواند در تعدیل و درمان احساساتی بودن به شما کمک کند.
همچنین نباید مسائل را شخصی‌سازی کنید زیرا این کار بسیار به روحیه شما آسیب می‌زند به‌عنوان‌مثال اگر همسر شما به شما گفته است که غذایتان بی‌مزه و یا شور شده است، نباید این را تعمیم دهید و شخصی کنید و با خود فکر کنید احتمالاً او دیگر مرا دوست ندارد! این را بدانید که اگر همسر شما یک فکری است، همان‌طور که قبلاً گفتم برای او ” حقیقت مقدم بر ادب است ” پس او حقیقت را رک می‌گوید و این به دلیل تیپ شخصیتی‌اش است نه اینکه شما را دوست ندارد.

3- عدم پذیرش خطاهای تکراری

قبلاً گفتم که افراد احساسی، در تصمیم‌گیری‌هایشان تأثیر تصمیم بر زندگی طرف مقابل را لحاظ می‌کنند و این باعث می‌شود تصمیماتی بگیرند که شاید به منفعت خودشان نیست.

مثلاً مدیری را در نظر بگیرید که کارمندی دارد که به وظایف خود خوب عمل نمی‌کند و صرفاً به‌خاطر دلسوزی او را نگه‌داشته است. این کار شاید در مراحل اولیه یک عمل انسانی و خوب باشد که به فرد مقابل فرصت جبران و بهبود بدهیم اما اگر او از این فرصت برای بهبود خود استفاده نکرد، دیگر نیازی نیست که او را در سازمان خود نگه دارید زیرا باید به این فکر کنید که بقا و موفقیت سازمان شما، به کارمندان پرتلاش و مناسب نیاز دارد.

افراد احساساتی باید سعی کنند دیدگاه خود را نسبت به مسائل مختلف وسیع کنند تا دچار زودرنجی نشوند و بتوانند با منطق با موضوعاتی که با آن مواجه می‌شوند برخورد کنند.

پیشنهاد ویژه برای شما: هم اکنون با شرکت در جلسات کوچینگ به رشد و توسعه فردی خود کمک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

درخواست مشاوره رایگان